کلافگی

لغت نامه دهخدا

کلافگی. [ ک َ ف َ / ف ِ ] ( حامص ) سرآسیمگی. اضطراب. پریشانی. سرگشتگی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سر آسیمگی. پریشان. اضطراب

جمله سازی با کلافگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترکیب هم‌زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که منجر می‌شد به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شدهٔ بی‌استفاده، باعث می‌شد تا فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود یا باعث شود آن‌ها ساعت‌ها انتظار بکشند یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.