لغت نامه دهخدا
کفتری. [ ک َ ت َ ] ( اِ ) شانه و دفتین جولاهگان و بافندگان. ( برهان ) ( آنندراج ). شانه و دفتین جولاهگان. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
کفتری. [ ک َ ت َ ] ( اِ ) شانه و دفتین جولاهگان و بافندگان. ( برهان ) ( آنندراج ). شانه و دفتین جولاهگان. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت اسم ) شانه و دفتین جولاهگان.
💡 طوطیهای کوچکتر گاهی از برگهای تازهٔ گل رز هم تغذیه میکنند، در هند، معمولاً غذای اصلی آنها را دانهٔ غلات تشکیل میدهد و در طول زمستان این طوطیها از نخود کفتری تغذیه میکنند. در کشور مصر و در طول بهار، تغذیه این پرندگان از انواع توت تشکیل میشود و در طول تابستان به تغذیهٔ از میوهٔ درخت نخل یعنی خرما هم میپردازند، گاهی به مزارع آفتابگردان و ذرت رفته و از دانهٔ این نوع گیاهان هم استفاده میکنند