کفاح

لغت نامه دهخدا

کفاح. [ ک ِ ] ( ع مص ) مکافحة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مکافحة شود. || ( اِمص ) جنگ. قتال: و گفته اند که صید وحوش مناسب امیر جیوش است که بر ارباب سلاح و اصحاب کفاح تعلیم و تربیت آن واجب است. ( جهانگشای جوینی ). و از قلت آلت کفاح و عدم رجال سیوف و رماح... ( جهانگشای جوینی ). تا بامداد علی الصباح کأس کفاح از کاسه سران سازند. ( جهانگشای جوینی ).
کفاح. [ ک ِ ] ( ع اِ ) چیز بسیار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). الحدیث: اعطیت محمداً کفاحاً؛ ای اشیاء کثیرة من الدنیا و الاخرة. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).

جمله سازی با کفاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبد الحکیم قطیفان - علی کریم - جهاد عبده - خالد القیش - محمد حداقی - محمود نصر - أمجد الحسین - مروان أبو شاهین - فاروق الجمعات - واصف الحلبی - نسرین الحکیم - رنی شمیس - مازن عباس - بسام داود - نضیر لکود - محمد الأحمد - جمال النصار - نبیل حلوانی - جهاد عبید - أحمد صلان - یحیی بیازی - زهیر درویش - منذر فارس - محمد رافع - نصر شما - غسان سلمان - عدنان عبدالجلیل - کفاح الخوص - جلال الطویل - علی صطوف - عماد عطوانی - محمد زرزور - هلال خوری - حسن إسرب - شادی مقرش - نبیل نعمة - حازم حداد - فراس الفقیر - عروة العربی - فرزدق دیوب - مجد فضة - رائد مشرف - علاء قاسم - یوسف المقبل - زکی کوردیللو - کامل نجمة - کمیل أبو صعب - سامر شقیر.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز