لغت نامه دهخدا
کعبتان. [ ک َ ب َ ]( ع اِ ) بصیغه تثنیه، دو طاس بازی نرد و آن را کعبتین نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کعبتین شود.
کعبتان. [ ک َ ب َ ] ( اِخ ) بصیغه تثنیه، بیت الحرام و بیت المقدس. ( ناظم الاطباء ). آن را کعبتین نیز می گویند.
کعبتان. [ ک َ ب َ ]( ع اِ ) بصیغه تثنیه، دو طاس بازی نرد و آن را کعبتین نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کعبتین شود.
کعبتان. [ ک َ ب َ ] ( اِخ ) بصیغه تثنیه، بیت الحرام و بیت المقدس. ( ناظم الاطباء ). آن را کعبتین نیز می گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشدر شدم خانه در نرد عذرا به دست حریف اندرم کعبتانها
💡 بدست من آید همی کعبتان چو اندر کف کودکان لعبتان