کشنه

لغت نامه دهخدا

کشنه. [ ک ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) نوعی سماروغ است و آن رستنی باشد که از جاهای نمناک و بدبو و دیوارهای حمام روید و بعضی گویند گیاهی است که سماروغ نامند. ( برهان ). قسمی از سماروغ شبیه به تخم مرغ. ( ناظم الاطباء ) ( رشیدی ). || دارویی مانند سماروغ. ( ناظم الاطباء ). || داروئی است که آن را شش پنجه گویند. ( برهان ). || گشنیز. ( ناظم الاطباء ). || سهولت. آسانی. مقابل دشواری. ( برهان ).
کشنه. [ ک َ / ک ُ / ک ِش ْ / ش َ ن ِ ] ( اِ ) نخود. || کرسنه. گاودانه. کشنک. || باقلا. ( ناظم الاطباء ).
کشنه. [ ک ُ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نمشیر بخش بانه سقز واقع در 34هزارگزی شمال باختری بانه و10هزارگزی شمال خاوری شوسه بانه به سردشت. آب آن از چشمه سار و محصول آن زراعت و میوه است. شغل اهالی کشاورزی و از صنایع دستی جاجیم و گلیم بافی است و راه آن مالرو می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - کشنج یربوز. ۲ - دارو یی است که آنرا شش پنجه گویند بقل. یمانیه.
نوعی سماروغ است و آن رستنی باشد که از جاهای نمناک و بد بو و دیوار های حمام روید و بعضی گویند گیاهی است که سماروغ نامند.یا گشنیز

جمله سازی با کشنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چیست بر کشنه دلدار بی گریه زار چون شدش هر سر مو زنده کرا می مویند

💡 بفرمود که ارژنگ را در زمان بدرگاه آرند کشنه کشان

💡 جز خموشی بر نتابد محفل تسلیم عشق از چراغ‌ کشنه اینجا می‌کند آداب‌ گل

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز