کشمیهن

لغت نامه دهخدا

کشمیهن. [ ک ُ م َ هََ ] ( اِخ ) قریتی است عظیم از قراء مرو. ( از یاقوت ). شهری است به خوارزم. ( یادداشت مؤلف ):
به کشمیهن آمد بهنگام روز
چو برزد سر از کوه گیتی فروز.فردوسی.بتدبیر نخجیر کشمیهن است
شب و روز دستورش آهرمن است.فردوسی.سپهبد ز کشمیهن آمد به مرو
شداز تاختن بادپایان چو غرو.فردوسی.

جمله سازی با کشمیهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به کشمیهن آمد به هنگام روز که برزد سر از کوه گیتی فروز

💡 به تدبیر نخچیر کشمیهن است که دستورش ازکهل اهریمنست

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز