کشمشی

مترادف‌ها

کشمش

لغت نامه دهخدا

کشمشی. [ ک ِ م ِ ] ( ص نسبی ) به رنگ کشمش. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

برنگ کشمش

ویکی واژه

منسوب به کشمش، آنچه در تهیه و ساخت آن از کشمش استفاده شده است، تهیه شده با کشمش.

جمله سازی با کشمشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شیرینی گردویی، شیرینی کشمشی، شیرینی قندی، پشمک، حلوا پاولا

💡 برای تهیه یک کیک ترد و خوشمزه، باید مقدار مشخصی کشمشی با کیفیت بالا و بدون هسته را به مواد اولیه اضافه کنید.

💡 او در میان ظرف‌های پر از میوه خشک، به دنبال یک دسته کشمشی خوش‌رنگ و درشت برای تزئین کردن دسر خود می‌گشت.

💡 خرید کشمشی تازه از بازارهای سنتی، تجربه‌ای متفاوت از خرید محصولات خشک را برای مشتریانی که به کیفیت اهمیت می‌دهند، فراهم می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران