لغت نامه دهخدا
کراجی. [ ک ِ ] ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) کرایه چی. کرایه دار. اجاره دار. || مزدور. اجیر. ( ناظم الاطباء ).
کراجی. [ ک ِ ] ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) کرایه چی. کرایه دار. اجاره دار. || مزدور. اجیر. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او از سال ۱۹۹۵ به صورت دو نفره با پیانیست سروج کراجیان ارمنی الاصل، نوازندگی کردهاست که با او چرخه کامل سوناتهای رابرت شومان (هانسلر) و آلبوم «مینیاتورها» (مالکرافون)، و گلچین نفیسی از موسیقی ویولن و پیانو نوشته آهنگسازان ارمنی را ضبط کردهاست. او همچنین دیسکهای متعددی را برای شرکتهای ضبط موسیقی مانند BMG, Auvidis, Trittico Classics و Elite Music ضبط کرده، از جمله " چهار فصل " ویوالدی که بیش از ۸۰۰۰۰ نسخه از آن به نفع یونیسف فروخته شدهاست.