کتخدا
مترادفها
دهدار، بزرگ روستا
لغت نامه دهخدا
کتخدا. [ ک َ خ ُ ] ( اِ مرکب ) کدخدا.( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کدخدای. کتخدای. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کدخدا و کدخدای و کتخدای شود.
فرهنگ عمید
=کدخدا
جمله سازی با کتخدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وساطت ایشان نامهای مشحون به ترغیب و ارعاب و تهدید به اهالی اردبیل ارسال و اعلام امان شد، به شرط اینکه جمله در اطاعت فرمانده کل اعزامی (محمدآقا کتخدای عبدالله پاشا) باشند.