لغت نامه دهخدا
کتابی زدن. [ ک ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نوشیدن شراب از کتابی. ( فرهنگ فارسی معین ):
یک دو کتابی بزن از دست پیر
تا خبر از سر کتابت دهد.حبیب خراسانی ( از فرهنگ فارسی معین ).و رجوع به کتابی شود.
کتابی زدن. [ ک ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نوشیدن شراب از کتابی. ( فرهنگ فارسی معین ):
یک دو کتابی بزن از دست پیر
تا خبر از سر کتابت دهد.حبیب خراسانی ( از فرهنگ فارسی معین ).و رجوع به کتابی شود.
( مصدر ) نوشیدن شراب از کتابی: [ یک دو کتابی بزن از دست پیر تا خبر از سر کتابت دهد ]. ( حبیب خراسانی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کتابی که اکنون در دست داری چکیدهٔ چند مجموعه از آثاری است که همهٔ زندگی مرا دربردارد، عصارهٔ هفده سال در خود سوختن، فریاد و فغان برداشتن و بهصورت شعر و ترانه برسینه سپید دفتر رقم سیاه زدن است …