لغت نامه دهخدا
ژافه. [ ف َ / ف ِ ] ( اِ ) نوعی گیاه بدبو. || خارپشت. ( آنندراج ). رجوع به زافه شود.
ژافه. [ ف ِ ] ( اِخ ) پسر سوم نوح. یافث. رجوع به یافث شود.
ژافه. [ ف َ / ف ِ ] ( اِ ) نوعی گیاه بدبو. || خارپشت. ( آنندراج ). رجوع به زافه شود.
ژافه. [ ف ِ ] ( اِخ ) پسر سوم نوح. یافث. رجوع به یافث شود.
خارپشت، جوجه تیغی.
نوعی گیاه بدبو. یا خارپشت.
اسم: ژافه (پسر) (فارسی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: zhafe) (فارسی: ژافه) (انگلیسی: zhafeh)
معنی: نام یکی از پسران نوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از اتمام تحصیلات تصمیم گرفت دورهٔ کارشناسی ارشد هنرهای زیبا را در دانشگاه کلمبیا به اتمام برساند. او در سال ۲۰۰۶ موفق به دریافت جایزهٔ نویسندگان زن از بنیاد نویسندگان رونا ژافه شد. گالکن با مجلات معتبری چون نیویورکر، هارپر، نیویورک تایمز و بلیور همکاری دارد.