چیز لیز
مترادفها
شیء لغزنده
لغت نامه دهخدا
چیزلیز. ( اِ مرکب، از اتباع ) از اتباع است و معنی آن کالای کم و اندک بود. ( جهانگیری ). چیز کم و اندک که به عربی بضاعت مزجات خوانند. ( برهان ) ( غیاث اللغات ):
چون بِه ْ از جان نیست جان باشد عزیز
چون بِه ْ آمد نام جان شد چیزلیز.مولوی.
فرهنگ فارسی
از اتباع است و معنی آن کالای کم و اندک بود.
جمله سازی با چیز لیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا به از جان نیست جان باشد عزیز چون به آمد نام جان شد چیز لیز