لغت نامه دهخدا
چهارچرخه. [ چ َ / چ ِ چ َ خ َ / خ ِ ] ( ص نسبی مرکب ) آنچه دارای چهار چرخ باشد. || ( اِ مرکب ) نوعی گاری که دارای چهارچرخ است. رجوع به چارچرخه شود.
چهارچرخه. [ چ َ / چ ِ چ َ خ َ / خ ِ ] ( ص نسبی مرکب ) آنچه دارای چهار چرخ باشد. || ( اِ مرکب ) نوعی گاری که دارای چهارچرخ است. رجوع به چارچرخه شود.
گاری یا گردونه ای که بر روی چهار چرخ حرکت کند.
آنچه دارای چهار چرخ باشد. نوعی گاری که دارای چهار چرخ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای مثال، اگرچه IBM System/360، یک مجموعه دستورالعمل ۳۲ بیتی بود، اما System/360 Model 30 و Model 40 دارای مسیرهای دادهٔ ۸ بیتی در واحد محاسبه و منطق بودند، به گونهای که یک عمل جمع ۳۲ بیتی، نیازمند چهار چرخه بود که برای هر ۸ بیت یک عملوند، یک چرخه لازم بود.