چخ چخ

لغت نامه دهخدا

چخ چخ. [ چ ِ چ ِ ] ( صوت ) چخ. آوازی که بدان سگ را رانند. لفظی که راندن سگ را دلالت کند. در مقابل بیاه ! بیاه ! که دال بر خواندن سگ است. رجوع به چخ شود.

فرهنگ فارسی

چخ. آوازی که بدان سگ را رانند. لفظی که راندن سگ را دلالت کند. در مقابل بیاه. بیاه. که دال بر خواندن سگ است.

جمله سازی با چخ چخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبد السلام بصرى يكى از بزرگان صوفيه بود. روزى در بصره نماز جماعت مىگذارد، در اثناى نمازش گفت: چخ چخ ! پس از نماز يكى از ماءمومين پرسيد: مولانا! اينچه بود كه در حال نماز گفتيد؟ عبدالسلام گفت: ديدم سگى در مسجد الحرام از كنار درخانه خدا عبور مى كند. با چخى كه در نماز كردم سگ ترسيد و از آنجا گذشت !

💡 روزى در نماز گفت: چخ چخ. بعد از نماز پرسيدند: چرا چخ چخ كردى ؟ گفت: هم اكنونكه در بصره هستم مكه را مشاهده مى كنم در حال نماز ديدم سگى وارد مسجدالحرام شد ازاينجا او را چخ كرده بيرونش نمودم. مردم بسيار در شگفت شدند مقامش در نظر آنها بيشترجلوه نمود. يكى از مريدان او، پيش زن خود كه شيعه بود آمد و جريان رانقل كرد. گفت خوب است مذهب تشيع را رها كنى، زن جواب داد اشكالى ندارد ولى تو يكروز شيخ را با جمعى از مريدان دعوت كن تا در مجلس شيخ مذهب تو را بپذيرم. آن مردخوشحال شد و فردا شيخ را دعوت كرد، وقتى همه ميهمانان آمدند، سفره را انداخت براىهر نفر مرغى بريان گذاشت ولى مرغ شيخ را در زير برنج پنهان كرد.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز