چاه کز
لغت نامه دهخدا
چاه کز. [ ک َ ] ( اِخ )ده کوچکی است از دهستان آباده طشتک بخش نی ریز شهرستان فسا که در 36 هزارگزی شمال باختری نی ریز واقع شده و 18 تن سکنه دارد که از طایفه قرائی میباشند و ییلاق قشلاق میکنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
چاه کز. [ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد «یکی از منازل عرض راه هرات به قندهار است که در خاک افغانستان، در چهارده فرسخی فراه و سمت جنوب شرقی آن واقع شده. آبادانی ندارد، هوایش در تابستان بشدت گرم میشود و در سنوات خشکسالی شدت حرارت هوا و وزش باد سام مسافرین را تلف میکند وآبش تلخ و شور است » ( از مرآت البلدان ج 4 ص 133 ).
جمله سازی با چاه کز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلک صائب در سخن چون سحرپردازی کند می شود یک چشم حیران چاه بابل بر زمین
💡 این کرمها در منطقههای دریایی در ناحیهٔ جزر و مد، چاههای گرمابی، آبهای شیرین و در خاکهای مرطوب یافت میشوند.
💡 بودم امید بوسه ای از لب چشم تو آن را به چاه غبغبت از وی حواله شد
💡 دل آن دم کآمدم از چاه بر جاه نمودم سرّ خود با حیدر آنگاه
💡 پیر را بگزین که پیر آن ماه تست صد هزاران چاه اندر راه تست