چاقاله

لغت نامه دهخدا

چاقاله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) چاغاله. چغاله. بادام با پوست سبز نارس، اَخکوک، بعضی میوه های سبز و نارس، چون بادام و زردآلو و شفتالو ولی بیشتر در بادام گفته میشود و گاه کلمه بادام را نیز بر آن افزایند و «چاقاله بادام » گویند و رجوع به اخکوک و چاغاله و چغاله شود.

فرهنگ فارسی

چاغاله. چغاله. بادام نارس اخکوک بعضی میوه های سبزو نارس چون بادام.

جمله سازی با چاقاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مانند: تفاله، مچاله، چاقاله، دنباله، کشاله، پیچاله.

💡 از محصولات این روستا میتوان به گردو، گیلاس، فندوق، آلو، زردآلو، چاقاله بادام، آلبالو و توت سیاه اشاره کرد.

💡 کودکان و جوانان آن زمان مزه و طعم آلوچه‌ها و چغاله بادام‌های او را فراموش نکرده‌اند و هنوز شعرهای چاقاله دزدی از باغ ایشان را به یاد دارند. این باغ اکنون به زمین بدون درخت تبدیل شده‌است.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز