لغت نامه دهخدا
پیوستنی. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ ] ( ص لیاقت ) ازدر پیوستن. که پیوستن تواند. درخور پیوستن.
پیوستنی. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ ] ( ص لیاقت ) ازدر پیوستن. که پیوستن تواند. درخور پیوستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میان بست و میانش بستنی بود بموئنی کاف ونون پیوستنی بود
💡 اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید زتن کامی نشد حاصل به جان پیوستنی باید