پیشند
لغت نامه دهخدا
پیشند. [ ش َ ] ( اِ ) پیشن. لیف خرما که از آن رسن تابند. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) لیف خرما که از آن رسان تابند.
جمله سازی با پیشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ میپندارند اینان که بدیها میکنند، أَنْ یَسْبِقُونا که از ما پیشند و بر ما بگذرند،، ساءَ ما یَحْکُمُونَ (۴) بد حکمی که میکنند.
💡 تو عاشقان مسلم ندیدهای سعدی که تیغ بر سر و سر بندهوار در پیشند