پنج برگ
لغت نامه دهخدا
پنج برگ. [ پ َ ب َ ] ( اِ مرکب ) بنطافیلون. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و نیز رجوع به پنج انگشت شود.
فرهنگ فارسی
بنطافیلون
جمله سازی با پنج برگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیاهی پایا، علفی و خزنده که بومی اروپاست. گیاهی چندساله و همیشه سبزکه روی زمین گسترده میشود که ارتفاع آن تا ۶۰ سانتیمتر میرسد. برگهایش کامل و متقابل و بیضی کوچک دراز نوک تیز و کمی براق است. گلهایش چهارگلبرگی تا پنج برگی قیفی شکل غالباً آبی رنگ و گاهی آبی روشناست. گلها در اواسط زمستان تا اواسط بهار باز میشوند.
💡 در میان باغهای قدیمی، گیاه نادری با پنج برگ سبز و درخشان دیده میشود که توجه هر گردشگری را به خود جلب میکند.
💡 او در دفتر یادداشت خود طرحی از یک گل با پنج برگ کشیده بود که زیبایی بسیار خاص و منحصربهفردی به صفحه داشت.
💡 برخی گونههای گیاهی در جنگلهای استوایی دارای ساختاری با پنج برگ هستند که برای جذب حداکثری نور خورشید در سایه بسیار مفید است.