پشتیون

لغت نامه دهخدا

پشتیون. [ پ ُ وَ ] ( اِ مرکب ) پشتیوان.

جمله سازی با پشتیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو گفتی چرخ را پشتیونی بود که اختر گرداو چون روزنی بود