اجرا شدن
عملی شدن، انجام گرفتن، به مرحله عمل درآمدن؛ مثلاً «برنامه اجرا شد» یعنی برنامه به صورت واقعی و عملی انجام گرفت.
مترادفها
انجام شدن، عملی شدن
متضادها
لغو شدن، توقف شدن
جمله سازی با اجرا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای اجرا شدن صحیح پروژههای عمرانی در سطح شهر، نیاز به همکاری نزدیک میان شهرداری و تمامی شهروندان فعال در جامعه است.
💡 اگر دستورالعملهای جدید ایمنی در کارخانه برای اجرا شدن با دقت کامل آماده نشوند، احتمال بروز حوادث ناگوار به شدت افزایش مییابد.
💡 موفقیت نهایی یک استراتژی مدیریتی تنها به کیفیت برنامهریزی بستگی ندارد، بلکه به میزان دقت در مرحله اجرا شدن آن نیز وابسته است.