پرست کردن

مترادف‌ها

پرستش کردن، عبادت کردن، ستایش کردن

لغت نامه دهخدا

پرست کردن. [ پ َ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ):
واندر رضای او گه و بیگه بشعر زهد
مر خلق را پرست کنم علم وحکمتش.ناصرخسرو.

جمله سازی با پرست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گیرم که به ترک سر ندانی کردن آخر کم از آنک تن پرستی نکنی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران