فرهنگ عمید
پراکنده ساختن چیزی از بذر، دانه، خاک، آب، و امثال آن ها، پاشیدن.
پراکنده ساختن چیزی از بذر، دانه، خاک، آب، و امثال آن ها، پاشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (اثاره ) به معناى تحريك و هم به معناى پاشاندن است. و كلمه (سحاب )به معناى ابر است. و (سماء) جهت بالا را گويند. پس هر چه بالاى سر آدمى قراردارد، و سايه بر سرش بيفكند (سماء) است. كلمه (كسف ) - به كسره كاف وفتحه سين - جمع (كسفه ) به معناى قطعه است. و كلمه (ودق ) به معناى مقدارىاز باران است. و كلمه (خلال ) جمع (خله )، به معناى شكاف است.
💡 گورباچف با شنیدن این خبر، بوریس یلتسین را به از هم پاشاندن اتحاد شوروی به منظور ارتقای منافع شخصی خود متهم نمود اما سودی نداشت.