وکت

لغت نامه دهخدا

وکت. [ وَ] ( ع اِ ) چیز اندک. || ( مص ) نشان کردن. || پر کردن. || گام نزدیک نهادن در رفتار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ).
وکت. [ وُ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ وُکتة، و آن جای آتش جستن از آتش زنه است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به وکتة شود.

فرهنگ فارسی

جمع وکته و آن جای آتش جای آتش جستن از آتش زنه است

جمله سازی با وکت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو و روسی وکتان ومن و کرباس چوشال آنکه آن داد بشاهان بگدایان این داد

💡 سوزداز پرتو رخسار تو دل در بر من حال دل ریش رخت ماه وکتان خواهد بود

💡 بیت وکتان وزوده و بیرم رود بگرد آنجا که وصف روسی انصار میکنم

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز