وقى

واژه «وقی» از ریشه عربی گرفته شده و به معنای حفظ و نگه‌داشتن چیزی از آنچه موجب آزار و زیان می‌شود است. راغب اصفهانی وقایه و وقاء را به معنای مصون داشتن و در امان قرار دادن می‌داند، چنان‌که در قرآن کریم این ریشه بارها به کار رفته و دلالت بر حفظ انسان از عذاب، گناه و آسیب دارد. از همین ریشه، واژه تقوی پدید آمده که اسم مصدر «اتّقاء» است و به معنای خود را محفوظ داشتن و پرهیز کردن می‌باشد. تقوی در حقیقت آن است که انسان خویش را در حصار وقایه از امور ترس‌آور، به‌ویژه عذاب الهی، قرار دهد. در اصل، «تقوی» از «وقی» است و حرف واو آن به تاء تبدیل شده است. متّقی و تقی هر دو به معنای پرهیزکارند و واقی به کسی گفته می‌شود که نگه‌دارنده و محافظ است. همچنین تقاة و تقوی در معنا یکی دانسته شده‌اند. در مجموع، «وقی» مفهومی بنیادین در قرآن و معارف اسلامی است که بر حفاظت، پرهیز و مصونیت در برابر گناه و عذاب دلالت دارد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲۵۸(بار)
وقایه و وقاء حفظ شی‏ء است از آنچه اذیت و ضرر می‏رساند (راغب). خدا به ما منت گذاشت و از عذاب نافذ حفظ کرد و در امان داشت.. گناهان ما را بیامرز و از عذاب آتش محفوظمان فرما. هر که از بخل نفسش محفوظ شود آنهااند نجات یافتگان. *** تقوی: اسم است از اتقاء و هر دوبه معنی خود محفوظ داشتن و پرهیز کردنست. راغب گوید: تقوی آن است که خود را از شی‏ء مخوف در وقایه و حفظ - قرار دهیم این حقیقت تقوی است سپس خوف را تقوی و تقوی را خوف گویند...» تقوی در اصل و قوی است واو به تاء عوض شده است. توشه برگیرید بهترین توشه پرهیز از گناهان است و یا پرهیز از عذاب خداست به وسیله فعل واجبات و ترک محرّمات.. آنکه از بدیها بپرهیزد و خود را اصلاح کند ترسی بر آنها نیست و محزون نمی‏شوند. متقی و تقی: هردو به معنی تقوی کار و پرهیزکار است.. واقی: مصون دارنده و محفوظ دارنده.. خدا آنها را به گناهانشان گرفت. و کسی نبود که از عذاب خدا محفوظشان دارد. تقاة: تقاة و تقوی هردو یکی اند. ای اهل ایمان بترسید از خدا حق ترسیدنش. اتقی: پرهیزگارتر.. تقیه‏. یعنی مومنان به جای اهل ایمان، کافران را دوست ندارند و کافران را برای خویش صدیق و سرپرست اخذ نکنند. هر که اینکار کند رابطه‏اش بطور کلی از خدا قطع شده، مگر آنکه از آنها پرهیز و تقیه کند پرهیز بخصوصی، خداشمارا از خویش می‏ترساند و بازگشت بسوی اوست. در این آیه حکم اولی آن است که باید از کفار بریدو به مومنان پیوست و نبایدآنها را دوست داشت ومحرم اسرار کرد چنانکه آیات. در این مطلب صریح اند. حکم ثانوی، تقیه است و آن در صورتی است که مجبور باشد با ظالمان حفظ ظاهرکند وگرنه به او یا دیگر مسلمانان و یا به دین صدمه می‏زنند. ناگفته نماند: آنچه از قران مجید و اخبار و حالات معصومین علیهم السلام روشن می‏شود آن است که: شخص در مقابل ستمکاران و مظالم اجتماعی میان قیام و تقیه مخیر است. یا قیام و مبارزه می‏کند تا موفق شود و یا در آن راه شهید گردد مثل حضرت سیدالشهداء سلام الله علیه و یا تقیه کرده و خود را به کشته شدن نمی‏دهد بلکه مبارزه منفی می‏کند مثل امام صادق و دیگر ائمه علیهم السلام. ولی پشتیبانی از ظلم در اسلام روا نیست، این مطلب را در کتاب «مرد مافوق انسان» که در تحلیل قیام مقدس کربلا نوشته‏ام در فصل «قیام امام و تقیه» بطور مشروح آورده‏ام هر که مایل باشد به آن جا رجوع کند.

جمله سازی با وقى

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عمر در گفتارى كه در مدينه اظهار مى دارد: ( ان بيعة ابى بكر كانت فلتة، فقد كانتكذلك غير ان الله وقى شرها:(825) ) بيعت با ابى بكر يك لغزش بود، جز اينكه خداوند نگذارد فتنه اى بر پا شود.

💡 623- قال النبى صلّى اللّه عليه و آله:((كل معروف صدقة و ما وقى به المرء عرضه كتب له به صدقة ))، (سفينة البحار2/25).

💡 ب ) پاك كردن نفس از بخل؛ قال الصادق عليه السلام: من ادّى الزكاة فقد وقى شحّنفسه.مجمع البيان / 10 / 300

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران