( وقبة ) وقبة. [ وَ ب َ ] ( ع اِ ) مغاکی در سنگ که آب گرد آید در وی. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آبگیر. ( مهذب الاسماء ). || روزن بزرگ که از آن پرتو آفتاب آید. || چاهک اشکنه که روغن در آن گرد آید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || ( ص ) زن گول و پست و فرومایه. ( اقرب الموارد ).
(وَ بَ یا بِ ) [ ع. وقبة ] (اِ. ) ۱ - مغاکی در کوه به اندازة یک قامت که آب در آن گرد آید. ۲ - روزنی بزرگ که پرتو آفتاب از آن آید. ۳ - یکی از اجزای دوات قلمدان.
(اسم )۱- مغاکی در کوه بانداز. یک قامت که آب در آن گرد آید. ۲ - روز نی بزرگ که پرتو آفتاب از آن آید. ۳ - یکی از اجزای دوات ( قملمدان ) و جایی است که حق را در آن میگذارند چوبه.
وقبة
مغاکی در کوه به اندازة یک قامت که آب در آن گرد آید.
روزنی بزرگ که پرتو آفتاب از آن آید.
یکی از اجزای دوات قلمدان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3 - طلحه كه در جنگ جمل در سال 36 كشته شد. بهنقل ابن بطوطه: بقعه او داخل شهر بصره است وقبه اى دارد و مسجدى و در گوشه اىبراى واردين و زائرين طعام مى دهند. بصريان او را بسيار بزرگ مى دارند. در بصرهقبور ديگرى هم هست كه به صحابه و تابعين تعلق دارد و نام صاحب قبر وتاريخوفاتش بر آنها نگاشته شده است.(102)
💡 مردم حله پس از برگزارى مراسم تشييع، پيكر شريف محقق را در آرامگاهى كه از پيش درآن شهر آماده كرده بودند به خاك سپردند. مقبره شكوهمند اين نام آور شيعه در حله است وقبه بلندى بر آن مزار ساخته اند. سالها در جوار آن ساخته اند.