وطس

لغت نامه دهخدا

وطس. [ وَ ] ( ع مص ) سخت زدن زمین را به موزه و جز آن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از تاج المصادر بیهقی ). || شکستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چیزی شکستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ناظم الاطباء ).
وطس. [ وُ طُ ] ( ع اِ ) ج ِ وطیس. ( اقرب الموارد ). رجوع به وطیس شود.

فرهنگ فارسی

جمع وطیس

جمله سازی با وطس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نكته شايان توجه اينكه: در اناجيل فارسى در جمله هاى بالا كه ازانجيل يوحنا است كلمه (تسلى دهنده ) آمده، ولى درانجيل عربى چاپ لندن (مطبعه ويليام وطس -سال 1857) به جاى آن (فارقليطا) ذكر شده است.

دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز