وساعه
مترادفها
وسعت، گستردگی
لغت نامه دهخدا
( وساعة ) وساعة. [ وَ ع َ ] ( ع مص ) سَعَة. فراخ گام و ذراع و گرامی نژاد گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فراخ گام شدن ستور. ( دهار ) ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || فراخ گردیدن جای. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
سعه فراخ گام و ذراع و گرامی نژاد گردیدن فراخ گردیدن جای
جمله سازی با وساعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 للمؤمنين من ثلاث ساهات فساعه يناجى فيها ربه، و ساعه يحاسب فيها نفسه وساعه يخلى بين نفسه و ادنيا فيما يحل و يجمل ؛ (547)