استیساع
مترادفها
گسترش، وسعت، انبساط
لغت نامه دهخدا
استیساع. [ اِ ] ( ع مص ) فراخ شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). فراخ گردیدن. || فراخ شدن خواستن.
گسترش، وسعت، انبساط
استیساع. [ اِ ] ( ع مص ) فراخ شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). فراخ گردیدن. || فراخ شدن خواستن.