تفویه

مترادف‌ها

جداسازی، پالایش، تصفیه

متضادها

آمیختن، ترکیب

لغت نامه دهخدا

تفویه. [ ت َ ] ( ع مص ) زفان آور کردن و فراخ دهن کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). فراخ دهان و درازدندان گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

اندک و زبون شدن