وساع

لغت نامه دهخدا

وساع. [ وَ ] ( ع ص ) مرد سبک در حاجت و گرامی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || اسب جواد گرامی یا فراخ گام، و فراخ ذراع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). اسب فراخ گام و خر را نیز گویند. ( مهذب الاسماء ).
وساع. [ وِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ وسیع. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وسیع شود.
وساع. [ وَس ْ سا ] ( ع ص ) شتر فراخ گام. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شتر فراخ گام

جمله سازی با وساع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1- حالات انسان وساعات دعا، در استجابت آن مؤ ثّر است. (هنالك دعا زكريّا)

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز