لغت نامه دهخدا
وحص. [ وَ ] ( ع اِ ) آبله ریزه که در رخسار دختر ملیحه برآید. || ( مص ) بر زمین کشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). این لغت یمانی است. ( اقرب الموارد ).
وحص. [ وَ ] ( ع اِ ) آبله ریزه که در رخسار دختر ملیحه برآید. || ( مص ) بر زمین کشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). این لغت یمانی است. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((كلّ ما كان للنبى صلّى اللّه عليه و آله و الامام عليه السّلام الذين هم سلاطين الا نام وحصون الا سلام فيه الولاية و كان لهم، فللفقيه ايضا ذلك، إ لاّ ما اخرجهالدليل من إ جماع اونصّ او غيرهما)).