وجود امام مهدی از منظر قران و حدیث

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] وجود امام مهدی(علیه السلام) از منظر قرآن و حدیث. وجود امام زمان از منظر قرآن و حدیث اثر فارسی علی اصغر رضوانی، از مجموعه کتاب های «سلسله مباحث مهدویت» بوده که به اثبات ضرورت وجود امام معصوم(ع) در هر عصری تا پایان جهان، پرداخته است.
کتاب با مقدمه ناشر در انتقاد از کسانی که افکار و عقاید انحرافی را در جامعه ترویج می کنند، آغاز و مطالب در دو بخش ارائه شده است.
در استدالال ها، از متن کامل آیات و روایات، استفاده شده است.
نویسنده در بخش اول، به تحقیق در ادله قرآنی که به ضرورت وجود حجت و ولی خدا در هر زمان تا روز قیامت دلالت دارند، پرداخته و هشت آیه زیر را مورد بررسی قرار داده است:
آیات «نذیر، هدایت، صادقین و اولی الامر» از دیگر آیاتی است که با استفاده از آن ها چنین استنباط شده است که باید در هر زمانی در بین مردم، انذار کننده، هادی، قائل به حق و امامی معصوم باشد تا مردم او را اطاعت نمایند؛ اطاعتی که از پیامبر، بلکه از خداوند است.

جمله سازی با وجود امام مهدی از منظر قران و حدیث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 را دليلى بر وجود گواه و حجت عادلى در هر عصر و زمان بدانند، البته تفسير آن طبقعقيده شيعه دائر به وجود امام معصوم در هر زمان كاملا روشن است، ولى براى علماى مذهبتسنن توجيه آن چندان آسان نيست.

💡 با وفات چهارمين نايب خاص امام عصر، دوران غيبت صغرى به سر آمد و شيعيان بيش ازپيش از فيض وجود امام خود محروم گفتند. باشد تا پرده هاى غيبت به كنار رود وجمال دل آراى حجت حق آشكار شود.(61)

💡 مفيد در كتاب ((الارشاد))، روش كلينى و نعمانى را درنقل حديث دنبال مى كرد. وى قبل از هر چيز وجود امام دوازدهم را اثبات مى نمايد و سپسطولانى بودن عمر آن حضرت را كه در طول عمر اشخاص معمولى فراتر رفته راتوجيه مى كند. (به نقل از: تاريخ سياسى امام دوازدهم، ص 26).

💡 در آغاز، با ادله و برهانهاى بسيار، وجود امام زمان را و اين كه حضرت، فرزندبلافصل امام حسن عسكرى است، ثابت مى كند، به شبهات فرق گوناگون، از جمله:اسماعيليه، زيديه، كيسانيه، ناووسيه، واقفيه، فطحيه و...، با استناد به رواياتپاسخ مى دهد. آن گاه براى رفع استبعاد از غايب شدن حضرت مهدى عليه السلام بهغايب شدن پيامبر(ص ) در شعب ابى طالب.

💡 (در نزد خردمندان روشن است كه لطف الهى منحصر است در تعيين امام (ع ) و وجود امام بهخودى خود لطف است از سوى خداوند، و تصرف او در امور لطفى است ديگر، و غيبت او،مربوط به خود ماست.(130)

💡 با يادداشت اسامى كتب و مؤ لفان آنها متوجه شديم كه عقيده به وجود امام غايب، نه تنهامختص به شيعيان بوده، بلكه يكى از اصول مسلّمه اسلامى و از امورى است كه انكار آنبه اين سادگى ممكن نخواهد بود.