وجوبا

مترادف‌ها

حتماً، ضرورتاً، لزوماً، بایستی

متضادها

اختیاری، جایزاً

لغت نامه دهخدا

( وجوباً ) وجوباً. [ وُ بَن ْ ] ( ع ق ) به طور وجوب. حتماً. مسلماً. لزوماً. به عنوان وجوب و لزوم.

فرهنگ فارسی

بطور وجوب حتما. مسلما

جمله سازی با وجوبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابن عباس درست گفته كه هر كس قربانى به همراه نداشته باشد، خواه افراد و يا قارنو يا متمتع، پس از طواف حكما يا وجوبا از احرام بيرون خواهد آمد؛ اين سنتى است كه جاىاما و اگر ندارد؛ مانند اين سخن پيامبر خدا (ص ) كه چون روز به اينجا رسيد و ياچون شب از اينجا شروع شد؛ روزه دار افطار كند؛ خواه اين افطار كردن معنايش براىروزه دار حكم باشد، و يا اينكه زمان رسيدن افطار و وقت آن را نشان دهد. همين طور كسىكه خانه خدا را طواف كرده، خواه بيرون آمدنش از احرام حكم باشد، و يا اينكه هنگاماستفاده از آزادى باشد و نه احرام، بايد كه در آن هنگام از احرام درآيد. و اين قانون ويژهكسانى است كه قربانى به همراه نياورده باشند و اين صريح سنت است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران