وائی
لغت نامه دهخدا
وائی. ( اِ ) ضرورت و بایست. ( از آنندراج ). لزوم و وجوب. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با وائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر بشنیدی از مرغی نوائی برآوردی به درد از سینه وائی
💡 دگر دارند خاصان کیمیائی که دنیا را کند زر بید وائی