لغت نامه دهخدا
هوس ران. [ هََ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه در پی هوس باشد و بدنبال هوس برود.
هوس ران. [ هََ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه در پی هوس باشد و بدنبال هوس برود.
آن که به هوا وهوس و میل نفس رفتار کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 11 يكى ديگر از علل عمده، ضعف ممالك اسلامى و وقوف نفاق در آنجا و وجود خليفه ى مغرض و هوس ران عباسى، يعنى الناصر الدين له 575 ه 622 است كه چهل و شش سال خلافت خود را صرف ظلم به مردم و جمع مال و فرستادن جاسوس به بلاد مختلفه و كبوتربازى و گلوله اندازى و پوشيدن لباس اهل فتوت نموده، سلاطين اطراف را مخفيانه به جنگ با خوارزمشاه دعوت مى كرده؛ چنان كه غوريان را به مخالفت با سلطان محمد ترغيب مى نموده است. هم چنين قراختائيان، تاتارهاى نامسلمان را هم به برانداختن خوارزمشاهيان خواند.