لغت نامه دهخدا
هلنوس. [ هَِ ل ِ نُس ْ ] ( اِخ ) پسر پریاموس و از غیب گویان زبردست یونان قدیم بود که در محاصره ترزا به دست اولیس گرفتار شد. ( از حواشی نصراﷲ فلسفی بر ترجمه تمدن قدیم فوستل دُکولانژ ).
هلنوس. [ هَِ ل ِ نُس ْ ] ( اِخ ) پسر پریاموس و از غیب گویان زبردست یونان قدیم بود که در محاصره ترزا به دست اولیس گرفتار شد. ( از حواشی نصراﷲ فلسفی بر ترجمه تمدن قدیم فوستل دُکولانژ ).
هِلِنوس (Helenus)
در اساطیر یونان، از تروایی هایی که قدرت پیشگویی داشت. در جنگ تروآ، به اردوی یونانیان پیوست و برایشان فاش کرد که سقوط تروآفقط با یاری فیلوکتتسامکان پذیر خواهد بود؛ به روایتی دیگر او در این جنگ به اسارت اودیسئوس/اودیس درآمد. هلنوس پسر پریامو هکوبابود و با آندروماخه، زن سابق هکتور، ازدواج کرد.
💡 در سال ۱۷۹۰ میلادی، هلنوس اسکات نمونههایی از فولاد ووتز را به ریاست انجمن سلطنتی بریتانیا، ژوزف بنکس، ارسال کرد. این نمونهها تحت بررسیهای علمی و آنالیزهای متعددی قرار گرفتند.