هرمیز

لغت نامه دهخدا

هرمیز. [ هَُ ] ( اِخ )نام دهی که هرمز در جنوب مهریجرد ساخت و اکنون آن را خرمیز گویند. ( از تاریخ یزد ). رجوع به هرمز شود.

جمله سازی با هرمیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توضیحات دربارهٔ کوه هرمزان یا هرمیزان یا هورمیزان یا هرمیزن (Hormozān , Hor mizān , Hour mizān)

💡 استاد احمد حبیبی نویسنده و محقق تاریخ و فرهنگ خلیج فارس و هرمزگان در ذیل واژهٔ بستک در توضیح کوه هورمیزان می‌نویسد: نام این کوه که امروزه، هرمزان و هرمیزان استعمال می‌شود، در اصل «هورمیزان: هرمیزن» بوده‌است. توضیح این که: هور به معنی خورشید و میزان به معنی: اندازه، مقدار، مقیاس و ترازو و نام هفتمین برج از بروج دوازده‌گانهٔ سال شمسی، معادل مهر ماه است. چون در هنگام تماشای طلوع آفتاب در بامداد آغازین روز فروردین ماه (اعتدال ربیعی و بهاری) و در صبح‌گاه اول مهرماه (اعتدال خریفی و پاییزی)، اولین اشعهٔ خورشید از بلندترین قلّهٔ این کوه به شهر بستک می‌تابد، و گویی که، آن کرهٔ طلایی‌رنگ بر ستیغ کوه هرمزان، میزان است، به این دلیل نام این کوه را «هور میزان» نهاده‌اند. (حبیبی، احمد)