نیکو شناخته
مترادفها
مشهور، معروف، شناختهشده، نامدار
متضادها
ناشناخته، گمنام
لغت نامه دهخدا
نیکوشناخته. [ ش ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مشهور.( لغت بیهقی ). معروف. ( فرهنگ فارسی معین ). سرشناس.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مشهور معروف.
مشهور. سرشناس.
جمله سازی با نیکو شناخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چگالی الکترون است. بعدها نیکو ون کپن ثابت کرد که همان نتیجه را میتوان با تبدیل فوریه بدست آورد. او نشان داد که معادلات Vlasov-Poisson خطی شده دارای یک طیف پیوسته از مدهای تکین طبیعی است که در حال حاضر به عنوان مدهای ون کپن شناخته میشود.