لغت نامه دهخدا
نوغ. ( اِخ ) دهی است از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد، در 30 هزارگزی جنوب بجستان و 10 هزارگزی مغرب جاده بجستان به فردوس در منطقه کوهستانی گرمسیری واقع است و 600 تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و ارزن و زیره، شغل مردمش زراعت است. مزارع لیدک، اسپورت، درخت طوطی، ارسک، گزجزو این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
نوغ. ( اِخ ) دهی است از دهستان رشخوار بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه، در 12 هزارگزی شمال غربی رشخوار و 10 هزارگزی شمال جاده تربت به رشخوار، در منطقه کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 702 تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش انگور و غلات و بنشن و بادام و پنبه، شغل مردمش زراعت است. مزارع چنار، آبکوه، ادیه، شوراب، کلاته جزو این ده است و مزار امامزاده ای به نام قوام الدین نیز در این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
نوغ. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ص 427 شود.