نموک

لغت نامه دهخدا

نموک. [ ن َ ] ( اِ ) نشانه تیر. هدف. ( از برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف تموک است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به تموک شود. || ( ص ) نمور. ( فرهنگ فارسی معین ). نم دار. پرنم. بر اثر رطوبت بوی ِ نا گرفته.

فرهنگ عمید

۱. نمناک، نم دار، مرطوب.
۲. (اسم ) هدف، نشانۀ تیر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نمور.

جمله سازی با نموک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روزهای یکشنبه مردم به همراه خانواده‌هایشان در یک قطار گردشگری محبوب سوار می‌شوند. در تعطیلات آخر هفته، این قطار از بوگوتا به مقصد شهرهای حومه‌ای زیپاکوریا و نموکون حرکت می‌کند.

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز