نصبه

لغت نامه دهخدا

( نصبة ) نصبة. [ ن َ ب َ ] ( ع اِ ) واحد نصب است به معنی نشانه برپا کرده شده، علم منصوبه. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نصَب شود. || دام برپا کرده و آنچه در مقابل هجوم دشمن برپا میکنند. ( ناظم الاطباء ). || در اعراب، علامت نصب. ( از المنجد ). || آن را بر غرسه [: قلمه درخت ] آماده برای نصب [: کاشتن ] هم اطلاق کنند. ( از المنجد ).
نصبة. [ ن ُ ب َ ] ( ع اِ )ستون. ( آنندراج ). فرسنگسار. شاخص. ( فرهنگ خطی ). ستون برپا شده. ( ناظم الاطباء ). ستونی که [ در بیابان ] برپا کنند شناختن علامت راه را. ( از المنجد ) ( از متن اللغة ). آنچه برپا کنند شناسائی راه را. ( از المنجد ).ج، نُصَب. || دکل کشتی. ( ناظم الاطباء ).
نصبة. [ ن ِ ب َ] ( ع اِ ) هیأت و حالت برخاستن. ( یادداشت مؤلف ). چگونگی نصب. نوع النصب. ( المنجد ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

هیات و حالت برخاستن. چگونگی نصب. نوع النصب.

جمله سازی با نصبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بين مسلمانان فرقه هايى از قبيل شيعه اماميه، زيديه، اسماعيليه و...قائل به نصب مى باشند (گرچه در شرايط امام اختلاف نظر دارند) يعنى معتقدند حاكمىدر جامعه اسلامى قانونى است و حكومتى مشروع مى باشد كه از طرف خداوند نصب شدهاست و به عنوان نمونه: خواجه نصير الدين مى فرمايد: (( الامام لطف فيجب نصبه علىالله تعالى تحصيلا للغرض (266) )) و در تعريف لطف گفته اند: لطف عبارت استاز آنچه كه بنده را به اطاعت خدا نزديك و از گناهان دور مى نمايد(267) بنابراينسخن خواجه اين است كه اگر غرض خداوند هدايت خلق را به سوى خودش مى باشد بايدبعد از پيامبر(ص ) امامى نصب نمايد.

💡 فرمود: (( نصبه علما ليعلم به حزب اللّه عندالفرقة )) يعنى او را منصوب كرد تاراهنما باشد و حزب خدا در موقع تفرقه و چند دستگى شناخته شوند (يعنى على (عليهالسلام ) علامت تميز حق و باطل، على با حق است و حق با على است ).

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز