نخجیروان

لغت نامه دهخدا

نخجیروان. [ ن َ جیرْ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) مرد شکاری. شکارانداز. ( جهانگیری ):
در آن هفته نخجیروانی ز دشت
بدان سو که جرماس بُد برگذشت.اسدی.
نخجیروان. [ ن َ جیرْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نیمور بخش حومه شهرستان محلات، در 15 هزارگزی مشرق محلات و 5 هزارگزی شمال جاده شوسه دلیجان به خمین،بر ساحل رودخانه در دامنه معتدل هوائی واقع است و 600 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه لعل بار و رود قم و محصولش غلات و پنبه و میوه صیفی و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

دانشنامه عمومی

نخجیروان روستایی در دهستان باقرآباد بخش مرکزی شهرستان محلات استان مرکزی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۸۴۸ نفر ( ۲۷۶خانوار ) بوده است.

جمله سازی با نخجیروان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلمبه نخجیروان، یک آبادی از توابع بخش مرکزی، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.