نثیر

لغت نامه دهخدا

نثیر. [ ن َ ] ( ع اِ ) عطسه ستور. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || ( ص ) منثور. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ):
سوزنی در سلک مدح خسرو دریادل آر
هرچه در دریای خاطر لؤلؤی داری نثیر.سوزنی.|| ( مص ) بینی افشاندن. ( از منتهی الارب )( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

منثور، پراکنده.

جمله سازی با نثیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای نظم تو چو رای بگذشته از اثیر در نظم هست لفظ تو چون لؤلؤ نثیر

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز