نبتل

لغت نامه دهخدا

نبتل. [ ن َ ت َ] ( ع ص ) سخت درشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). صلب شدید. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ).
نبتل. [ ن َ ت َ ] ( اِخ ) کوهی است در دیار طی در نزدیکی اجاء. ( از معجم البلدان ).
نبتل. [ ن َ ت َ ] ( اِخ ) موضعی است در سرزمین شام. ( از معجم البلدان ).
نبتل. [ ن َ ت َ ] ( اِخ ) ابوحازم مدنی، مولی ابن عباس. تابعی است.

فرهنگ فارسی

موضعی است در سرزمین شام.

جمله سازی با نبتل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4. عبدالله بن نبتل، منافقى است كه با حاضر شدن در محضر پيامبر خدا و شنيدنسخنانش آنها را به يهوديان گزارش مى دهد و در جلسات پنهانى با همدستانش به آنحضرت دشنام مى دهد از راه وحى به پيامبر معرفى مى شود و تهديد. آيات 14 تا 20سوره مجادله درباره او و همدستانش نازل شده است.(244)

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز