ناهمرنگی

لغت نامه دهخدا

ناهمرنگی. [ هََ رَ ] ( حامص مرکب ) ناهمرنگ بودن. همرنگ نبودن. رجوع به ناهمرنگ شود.

فرهنگ فارسی

همرنگ نبودن مقابل همرنگی.

جمله سازی با ناهمرنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منگله به خاطر آزمایش‌هایش روی چشم‌ها شناخته می‌شد. یکی از مطالعهای خاص او ناهمرنگی عنبیه بود، وضعیتی که در آن چشم‌های افراد رنگ متفاوتی داشتند. پس از کشتن افراد مبتلا به ناهمرنگی عنبیه، او چشم‌هایشان را خارج می‌کرد و برای مطالعه به برلین می‌فرستاد. یکی دیگر از آزمایش‌های منگله روی چشم‌ها، تلاش برای تغییر رنگ چشم با تزریق مواد شیمیایی به چشم‌های موضوع های زنده بود.

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز