نافعه

لغت نامه دهخدا

( نافعة ) نافعة. [ ف ِ ع َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث نافع. || آنچه که بدان منتفع شوند. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نافع شود. || حجامت میان دو کتف. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث نافع.

جمله سازی با نافعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ( تـحـف العـقـول ) وصـيـتـى طـولانـى از حـضـرت صـادق عـليـه السـلامنـقـل كـرده كه به عبداللّه بن جندب فرموده ومشتمل است بر وصايا نافعه جليله كه ما درذكـر مـواعـظ ونـصـايـح حـضـرت صـادق عـليـه السـلام چـنـد سـطـر از آننـقـل كرديم.(199) وبالجمله؛ جلالت شاءن عبداللّه بن جندب زياده از آن استكه ذكر شود. وروايت شده كه بعد از فوت اوعلى بن مهزيار رحمه اللّه در مقام اوبرقرارشد.

💡 «شیخ علی سبط شهید دوم» از علما و دانشمندان معاصر محقق سبزواری و صاحب تألیفات نافعه می‌باشند. ایشان رساله‌ای علیه محقق سبزواری می‌نویسند که موارد ایراد و انتقاد او بدین قرار است:

💡 مرحوم محدّث قمى صاحب تاءليفات نافعه مانند: سفينة البحار كه در ورع و تقوى وصدق ايشان بين قاطبه اهل علم ايرادى نبوده است، افراد موثّقى از خود او بدون واسطهنقل كردند كه او مى گفت:

💡 اشتغال است به ممارست علوم دينيه نافعه در سلوك مسلك آخرت، و طلب آن از اهلش، و ازملامت احدى بيم ننمايد و در جهالت نماند. (179)

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز