ناطلبیده

لغت نامه دهخدا

ناطلبیده. [ طَ ل َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب، ق مرکب ) ناطلب. طلب ناکرده. ناخوانده. دعوت ناشده. || ناخواسته. نطلبیده. تقاضاناکرده. درخواست ناشده. بی آنکه بخواهند و درخواست کنند.
- امثال:
آب ناطلبیده مراد است.

فرهنگ فارسی

ناطللب طلب ناکرده.

جمله سازی با ناطلبیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معذور بدارم، که ز بی‌تابی شوق است سوی تو اگر آمده‌ام ناطلبیده

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز