ناشاکر

مترادف‌ها

ناسپاس، ناسپاس‌گزار

لغت نامه دهخدا

ناشاکر. [ ک ِ ] ( ص مرکب )ناسپاس. کافرنعمت. که سپاسگزار نیست. کفور. که ناشکری می کند. مقابل شاکر، به معنی سپاسگزار:
گفتم ای باد اینک آنجارفت خواهم پیش او
تو مرا از شاعران ناشاکر فضلش مدان.فرخی.آنکه او شاکر بود باشد ز خیل الاکرمین
و آنکه ناشاکر بود باشد ز خیل الاَّخرین.منوچهری.رجوع به شاکر شود.

فرهنگ فارسی

(صفت ) آنکه سپاسگزار نیست حق ناشناس مقابل شاکر.

جمله سازی با ناشاکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وگر زانک ناشاکری ای عزیز دلیل است تقصیر تو بر سه چیز

💡 انسان ناشاکر کسی است که همواره بر آنچه ندارد تمرکز می‌کند و هرگز از نعمت‌ها و خوشبختی‌هایی که در زندگی خود دارد قدردانی نمی‌کند.

💡 او با رفتارهای تند و همیشگی خود نشان می‌داد که فردی ناشاکر است و هیچ‌گاه از تلاش‌های دیگران برای خوشحال کردن او تشکر نمی‌کرد.

💡 در آموزه‌های اخلاقی، انسان ناشاکر به عنوان کسی معرفی می‌شود که به جای سپاسگزاری، همواره از کمبودها و مشکلات زندگی خود شکایت می‌کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران