لغت نامه دهخدا
ناخراشیده. [ خ َ دَ / دِ] ( ن مف مرکب ) ناخار. ناتراشیده. ناهموار. ناملایم. مرادف ناتراشیده. رجوع به ناتراشیده و خراشیده شود.
ناخراشیده. [ خ َ دَ / دِ] ( ن مف مرکب ) ناخار. ناتراشیده. ناهموار. ناملایم. مرادف ناتراشیده. رجوع به ناتراشیده و خراشیده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناخراشیده خاطر تو نخست کی بود دلخراشی از تو درست